دیشب شاهد یکی از مناظره هایی بودیم که معمولاً به لطف صدا و سیما کمتر شاهدش هستیم.
هرچند دو طرف مناظره از خودی ها محسوب می شدند اما به گونه ای کاملاً متفاوت ور در مقابل هم.از همان ابتدا فضای مناظره سنگین بود، و چهره هر دو کاندیدا استرس و فشار وارده را به خوبی نشان می داد.
یک طرف آقای احمدی نژاد بود که تلاش می کرد چهره ای مطمئن و آرام داشته باشد که این تصویر در طی برنامه به کرات شکسته شد. در تمام مدت مناظره احمدی نژاد سعی داشت که با لبخندی قدرتمندانه و با دلسوزی میرحسین را مخاطب خود قرار دهد. در آن طرف میرحسین با صدای آرام و متواضع و مطمئن قرار داشت.
طبق معمول شو رئیس جمهور آغاز شد مثل همیشه پرسر و صدا و توخالی. این بار دشمنان داخلی هم به جمع دشمنانش اضافه شده بودند. آقای احمدی نژاد بارها و بارها خود را در مقابل بقیه قرار داد ، هم در مقابل سه کاندیدای دیگر(میرحسین موسوی، محسن رضایی و مهدی کروبی) و هم در مقابل سه حکومت قبلی ( بازهم میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی) و بدون در نظر گفتن تعمدی اینکه ، آقای میرحسین در دوره ریاست جمهوری آیت اله خامنه ای نخست وزیر بود و در رده سوم قدرت. در اصل آقای احمدی نژاد دوره اولی را که مورد نقد و ایراد قرار داد دو دوره رئیس جمهوری آیت اله خامنه ای بود .
احمدی نژاد حملات خود را سنگین آغاز کرد. دو مشی اصلی در تخریب آقای موسوی در پیش گرفت اول - ایرادات او از دوران نخست وزیری میرحسین و دوم - اینکه میرحسین موسوی را نماینده جریان هاشمی و ادامه دهنده راه او خواند. او در تمام مدت مناظره سعی کرد که چهره میرحسین موسوی را با هاشمی رفسنجانی یکی بخواند تا بتواند از امتیاز دوره قبلش دوباره استفاده کند.
آقای موسوی پخته تر عمل کرد و کمتر به پاسخگویی در مورد دورانی پرداخت که مسلماً رهبر و رئیس جمهور نقش مهم تری در سیاست کشور داشتند برعکس آقای احمدی نژاد ، که همه را با خود به زیر آب برد .
آقای موسوی در ادامه به انتقادات کلی تر با ذکر نمونه پرداخت هرچند وقت کم و پراکنده گویی ها و کلی گویی های احمدی نژاد باعث شد تا این مناظره به نتیجه مطلوبی نرسد.
مورد دیگر ، برگه ای بود که آقای احمدی نژاد در مورد مشکل آموزشی دکتر رهنورد به همراه آورده بود با حالتی که از یک رئیس جمهور بعید به نظر می رسد.
پ.ن.قربانی اصلی این مناظره اعتماد مردم به نظام الهی ای بود که به آن رای داده بودند.