شايد درآن شب كه يكي از مناظره هاي تاريخي انتخاب دهم بين كروبي و احمدينژاد برگزار ميشد حتي طرفداران دوآتيشه رهبري هم فكر نميكردند كه تركشهاي اصلي اين نشانهگيريها ريشه انقلاب اسلامياست. در اصل آقاي احمدينژاد در آن شب در مقابل ميليونها شاهد ثابت كرد كه قدرت نامحدود فسادپذير است حتي اگر اسلامي باشد. تاكيد و اصرار بر ۳۰۰ ميليون تومني كه از شهرام جزايري دريافت شده بود هرچند در مقابل يك ميليارد دلار واريز نشده دولت و پرونده ۳۰۰ميليارد توماني در شهرداري رقمي نبود اما اختيارات علماي ديني را زير سوال برد و ابهام و غيرشفاف بودن اين آزادي عمل و اختيارات نامحدود به تصوير كشيد.
به نظر ميرسد به يكي از حساسترين مراحل تاريخي كشورمان رسيدهايم كه فقط با هوشياري كامل ميتوان هزينههاي آن را به حداقل رساند. در يك طرف منافع اقليتي قرار دارد كه از حداكثر حمايت برخوردار است و در طرف مقابل اكثريتي با حداقل حمايت. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين منافع اقليت است كه عاقلانه براي اكثريت خرج ميشود يا منافع اكثريت است كه مثل اغلب اوقات خرج تداوم قدرت اقليت ميشود كه اين بار بعيد به نظر ميرسد.
پ.ن.هيچ چيز جديدي و تازهاي وجود ندارد، مگر تاريخي كه ما از آن بي اطلاعيم.
(فكر كنم اين جمله از جان اف كندي رئيس جمهور باشه)

